داستان ایرانی

نام کتاب : بی نامی

نویسنده : غلامرضا احمدخانی

چاپ : اول

قطع : رقعی

سال چاپ : 1393

تعداد صفحه : 174

قیمت : 115,000 ریال

 

نیروهای دشمن به اشتباه فكر می‌كنند كه من هم‌رزمانم را كشته‌ام، به همین خاطر مثل اسرای جنگی با من رفتار نمی‌كنند. اصلاً حال خوبی ندارم. از چشم‌های باز نفر جلویی می‌ترسم. طوری نگاه‌ام می‌كند انگار گناه بزرگی مرتكب شده‌ام، گناهی كه باید تقاصش را به بدترین شكل ممكن پس بدهم. فرمانده‌ی دشمن به طرفم می‌آید. لبخندی می‌زند و به زبان خودشان چیزهایی می‌گوید. كمك‌ام می‌كند بلند شوم. برای آخرین بار نگاهی به افراد گروه می‌اندازم. انگار همگی آرام خوابیده‌اند. خوابی شیرین كه باید سال‌ها حسرت یك لحظه‌اش را داشته باشم.