داستان ایرانی

نام کتاب : من و سیمین و مصطفی

نویسنده : شیوا ارسطویی

چاپ : اول

قطع : رقعی

سال چاپ : 1393

تعداد صفحه : 87

قیمت : 75,000 ریال

 

هنوز جرئت نكرده بودم از احمد یا از رستم سراغ بچه‌ی بابك را بگیرم. در آن خانه‌ی مردانه نمی‌شد سراغ هیچ بچه‌ای را از هیچ مردی گرفت. مثل این بود كه هر دو مطمئن بودند بچه‌ها همه در گوشه‌ی اتاقی تخت خوابیده‌اند، سیر و راضی و بی‌خبر. مثل این بود كه فقط من می‌دانستم، وقتی اهالی آن ساختمان حزبی را هل دادند توی آن مینی‌بوس، بچه بغل مادرش نبود. بغل هیچ‌كس نبود. بچه شده بود تخم‌مرغی نیمرو كه روی هیچ بشقابی نبود. شده بود آن تصویری كه آن روز در كتاب سالوادور دالی دیده بودم. روی صندلی گهواره‌ای سیمین، وسط آن سوییت ته باغی. آن مینی‌بوس رونده شد جعبه‌ی پاندورایی كه باید بچه را جایی در خودش پنهان كرده باشد، جایی كه نباید نباید نباید پیدا می‌شد.