سخنی درباره کتاب

در کفن خاکستر

 

 

کفنی از خاکستر سبز

 

حمید بابایی


در کفن خاکستر نوشته‌ی میلاد ظریف مجموعه‌ای است شامل ده داستان کوتاه. هر کدام از داستان‌ها در فضا و گونه‌ای خاص روایت می‌شود، اگرچه در اغلب داستان‌ها مهم‌ترین ویژگی عنصر بومی و استفاده از مفهوم جنوب و مهاجرت است که از این منظر می‌توان مجموعه را دارای پیوستگی مفهومی نیز دانست.
داستان «ام‌کلثوم را شط برد» در نهایت اختصار و با تکنیک نامه‌نگاری روایت می‌شود. در این داستان نویسنده کوشیده فضای جنوب کشور را در داستان خویش در مقابل فضای تهران به تصویر بکشد. روایت با تعلیق مناسب خود مخاطب را درگیر می‌کند و در نهایت با پایانی تکان‌دهنده داستان به پایان می‌رسد. عنصری جالب‌توجه در این داستان بیماری شخصیت‌های زن است. مشکلی روحی که از زن برادر ام‌کلثوم آغاز و به ام‌کلثوم منتقل می‌شود. این وضعیت بیمارگونه رفته‌رفته به خود داستان نیز رسوخ و متن را گویی بیمار می‌کند.


عنصر بیماری یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این مجموعه است که از داستان ابتدایی در مجموعه وجود دارد و رفته‌رفته در کل اثر به صورت‌های مختلف جریان می‌یابد. در واقع فضای داستان‌های مجموعه رفته‌رفته از حالت نرمال به روان‌نژندی حرکت می‌کند.


چیزی که خوانش این اثر را ارزشمند می‌کند همین رویکرد بیمارگونه به جامعه‌ای است که افراد در آن به‌ناچار از خانه و زندگی خویش رانده شده‌اند. نویسنده جنگ را مولد بیماری و فروپاشی روانی افراد می‌داند.
اوج این امر را شاید بتوان در داستان «یک تکه دیوار پلیتی پالایشگاه» دید. در پایان این داستان رفته‌رفته فاصله‌ی میان مباحث مختلف واقع‌گرایی و فراواقع‌گرایی گویی از میان می‌رود و داستان دارای وجوهی فراتر از بیان یک داستان ساده با رویکرد در مورد جنگ می‌شود.


در کفن خاکستر سرشار از تصاویر بدیع و تکان‌دهنده است، تصاویری که وجوهی سورئالیستی به برخی از داستان‌ها می‌دهد. گویی تصاویر پازلی از یک کابوس تکان‌دهنده هستند. زبانی یک‌دست و داشتن نیم‌نگاهی به مفاهیم بومی. از این منظر می‌توان مجموعه‌ی در کفن خاکستر را اثری قابل‌تأمل و خواندنی دانست؛ اثری که کفنی به رنگ سبز زندگی را می‌توان به‌خوبی در آن دید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میلاد ظریف
رقعی / چاپ اول / 1393 / 208 ص