اجرام آسمانی
| نويسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| قطع | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحه | 224 |
| ردهبندی دیویی | 892/737 |
| سال انتشار | 1399 |
| نوبت چاپ | اول |
بخشی از کتاب: بعد از آنکه أسماء آن متن را برای خالد، که از دوران کودکیاش در خصوص ارواح سرگردان که به دنبال نیمۀ گم شدهشان میگردند تا خود را تکمیل کنند و آن را از حفظ بود، خواند. خالد به او گفت: «این متن، مربوط به یکی از کتابهای قدیمی عربی است؟… احتمالاً کتاب طوق الحمامه باشد.» – طوق الحمامه؟ چه کسی کتابی با این اسم زیبا نوشته؟ خالد لبخندی به او زد و گفت: «فقیه اندلسی نامدار ابن حَزم… فکر میکنم این متن از اوست.» أسماء به سمت او خم شد و گفت: «خالد، تو فکر میکنی که ارواح مردم از اول یکی بودند و بعد از هم جدا شدند؟» لبخندی زد و گفت: «أسماء این مربوط به یک داستان اسطورهای است که میگوید مردم همه تنی واحد بودند. از زن و مرد همه فرزندان ماه بودند، به مانند «اجرام آسمانی» با چهار دست، چهار پا و دو سر. ولی الهه از این موضوع دچار خوب شد و برای همین هر یک از آنها را دوپاره کرد و استعداد بچهدار شدن را در وجود زن حفظ کرد تا همواره به یاد آن دوپاره شدن باشند و به این ترتیب انسان دو جنس شد و هر یک به دنبال نیمۀ کاملکنندۀ خود میگردد تا دوباره با آن درآمیزد و یکی شود.» أسماء زیر گوشش گفت: «من آن نیمۀ گمشدۀ تو بودم؟» خالد او را در آغوش گرفت و گفت: «و سرانجام یافتمت.»
اجرام آسمانی
نویسنده: جوخه الحارثی
ترجمه: سید حمیدرضا مهاجرانی
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
چاپ اول ۹۹
تعداد صفحه : 224

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.