گربهها و آدمها
| نوع جلد | |
|---|---|
| قطع | |
| تعداد صفحه | 104 |
| نويسنده | |
| سال انتشار | 1400 |
| نوبت چاپ | اول |
| ردهبندی دیویی | 3/62فا8 |
ساعت هفتوسی دقیقهی بعد از ظهر یک روز بهاری، پدربزرگ من تنها در خانهاش، بیهیچ دلیلی جز پیری درگذشت. در این روزگار باید برای هر اتفاقی دلیلی آورد، وگرنه مردم قبول نخواهند کرد. مثلاً اگر میگفتم پدربزرگم بیدلیل مُرد و نقطه، تمام! شما خواننده عزیز حتماً فکر میکردید که نکند من او را کشتهام و حالا دارم رد گم میکنم!

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.