دیر بجنبی اتفاق شومی میافتد
۱۵٪ تخفیف خرید نقدی
پرفروشهای روزنه در ماه گذشته:
| نوع جلد | |
|---|---|
| قطع | |
| تعداد صفحه | 146 |
| نويسنده | |
| ردهبندی دیویی | 3/62فا8 |
| سال انتشار | 1398 |
| نوبت چاپ | اول |
۳۰۰,۰۰۰ تومان
این همان لحظهی حساس آژیر قرمز قبل از بلایا بود که مهمترینها را باید با خود برداشت و برد. بلایا؟ کدام بلا؟ یکچیزی به او میگفت گر آنجا بماند و دست روی دست بگذارد، اتفاق شومی میافتد. شاید شهری زیر کوهی دفن میشد. شاید با نرفتن او هواپیمایی با چند صد سرنشین آنور دنیا توی اقیانوسی سقوط میکرد و سربه نیست میشد. شاید… شاید این تو قلبش میگرفت و میمرد و بعد از روزها وقتیکه جسدش در حال تجزیه شدن بود و گندانه میشد، کسی جنازهی فاسد شدهاش را پیدا میکرد. آنهم مگر صاحبخانه وقتیکه میدید پول اجاره به شکل بیسابقهای از زمان مقررش گذشته و هنوز به حسابش واریز نشده. توی غربت میمرد و توی غربت به خاک میرفت و چهبسا روزی مشتی از این خاک غربت میشد. باید دست میجنباند و هرچه زودتر میرفت. دلخوشیهای یکجایی که نمیدانست کجاست انتظارش را میکشید.
دیر بجنبی اتفاق شومی میافتد
تعداد این همان لحظهی حساس آژیر قرمز قبل از بلایا بود که مهمترینها را باید با خود برداشت و برد. بلایا؟ کدام بلا؟ یکچیزی به او میگفت گر آنجا بماند و دست روی دست بگذارد، اتفاق شومی میافتد. شاید شهری زیر کوهی دفن میشد. شاید با نرفتن او هواپیمایی با چند صد سرنشین آنور دنیا توی اقیانوسی سقوط میکرد و سربه نیست میشد. شاید… شاید این تو قلبش میگرفت و میمرد و بعد از روزها وقتیکه جسدش در حال تجزیه شدن بود و گندانه میشد، کسی جنازهی فاسد شدهاش را پیدا میکرد. آنهم مگر صاحبخانه وقتیکه میدید پول اجاره به شکل بیسابقهای از زمان مقررش گذشته و هنوز به حسابش واریز نشده. توی غربت میمرد و توی غربت به خاک میرفت و چهبسا روزی مشتی از این خاک غربت میشد. باید دست میجنباند و هرچه زودتر میرفت. دلخوشیهای یکجایی که نمیدانست کجاست انتظارش را میکشید.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.