-20%

زن‌ها در زندگی من یا دلف معبد دلفی

ژرار دونروال در شعر EI desdichado می‌گوید که نمی‌داند اروس است یا بایرون؟ می‌گوید که ساز اورفه هنوز در دست‌های اوست. آری، همواره صداهایی از ورای تاریخ نویسنده را فرا می‌خوانند. نویسنده، نه از طریق پژواک صدای خود در مخاطبان و منتقدان‌اش، که از نقادی غنای پاسخ خود به آن صداهاست که اثرش را می‌سنجد. نروال صدای بایرون و اروس و اورفه را می‌شنود و در جست‌وجوی پاسخی به صدای ایشان است که شعرهای درخشان‌اش را می‌نویسد. هنری میلر در جست‌وجوی پاسخی به داستایوسکی و رمبو است، گویی که در هر لحظه از زندگی‌اش صدای ایشان را می‌شنود. Reflection همچنان که به معنای تفکر و تأمل است، معنای انعکاس و بازتاب را نیز در خود دارد. گویی که هر شکلی از تفکر انعکاس صدایی است که ما را به خود می‌خواند. ژاندارک، به روایت برشت، همواره از صداهایی سخن می‌گوید که او را فرا‌ می‌خوانند. کنش سیاسی ژاندارک پاسخی به همان صداهاست، آنچنان که کنش نروال در نوشتن شعر پاسخی به صداهایی‌ست که می‌شنود. و من، فرید قدمی، همیشه فراخوانده می‌شوم، گوش می‌دهم و ناچاز از نوشتن از پاسخی به صدا دادن، برای مردگان می‌نویسم. تنها مردگان‌اند که از دست ایدئولوژی گریخته‌اند. پس اثری که برای مخاطبی زنده آفریده شود، بی‌گمان مبتذل است. شاعر یا نویسنده‌ای که به مخاطبان آینده‌اش چشم دوخته نیز تنها به بیراهه می‌رود. مخاطب حقیقی، آنکه یا آنچه اثر در پاسخ به او آفریده می‌شود، در آن سوی تاریخ مرده و دفن شده است؛ همچنان که برای نروال مادرش، اورفه و لرد بایرون هر سه سالیان پیش مرده‌اند.
 

مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب

۳۶,۰۰۰ تومان

نوع جلد

قطع

تعداد صفحه

160

نويسنده

سبد خرید
خانه
فروشگاه
حساب کاربری من
0 محصول سبد خرید
منو