چرا تاریکی را خدای خود نکنم؟

نويسنده

قطع

نوع جلد

تعداد صفحه

122

رده‌بندی دیویی

‏‫‭۸‮فا‬۳/۶۲

نوبت چاپ

اول

تخفیف خرید نقدی 15% تا 25% در مرحله آخر خرید و پیش از رفتن به صفحه بانک بر روی فاکتور شما اعمال خواهد شد.

۵۴۰,۰۰۰ تومان

digipay
در ۴ قسط با دیجی‌پی
ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: ۱۳۵,۰۰۰ تومان
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.

مظفر گلوی تو را سفت نگه می‌دارد. اکبر پاهایت را. با چشم‌های سیاهت حتی تا لحظات آخر هم به من زل می‌زنی. از بین این همه آدم چرا به من کینه داری؟ گمانم هیچ ابزاری نتواند شدت سیاهی این چشم‌ها را دقیق بسنجد. مظفر زیر لب بسم‌الله می‌گوید و کارد را به گلویت می‌کشد. تا چند ثانیه هنوز خرخر می‌کنی. اکبر پاهایت را راها می‌کند تا برای خودت هرچقدر خواستی دست و پا بزنی. چشم‌هایت سیاهی خود را دارند، اما دیگر شفاف و تیز نیستند. نفس عمیقی می‌کشم. از شر چشم‌های سیاهت خلاص شدم. پروانه تو را نذر حاجاتش کرده. می‌توانست از محتشم اسماعیل حاجاتش را درخواست کند. بدون خونریزی و صرف پول. اما از آن‌جایی که همیشه فانوس به‌دست در تاریکی، هر کجا که مظفر گفته او هم رفته، پس این‌بار هم دعایش را با این روش به درگاه خدای خودش می‌خواند.

مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “چرا تاریکی را خدای خود نکنم؟”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

Twitter Instagram
خانه
فروشگاه
حساب کاربری من
10 محصول سبد خرید
منو