من و سیمین و مصطفی

۱۵٪ تخفیف خرید نقدی

اتمام موجودی
نوع جلد

قطع

تعداد صفحه

80

نويسنده

سال انتشار

1393

نوبت چاپ

اول

رده‌بندی دیویی

3/62فا8

۳۲۰,۰۰۰ تومان

در انبار موجود نمی باشد

هنوز جرئت نكرده بودم از احمد یا رستم سراغ بچه‌ی بابك را بگیرم. در آن خانه‌ی مردانه نمی‌شد سراغ هیچ بچه‌ای را از هیچ مردی گرفت. مثل این بود كه هر دو مطمئن بودند بچه‌ها همه در گوشه‌ی اتاقی تخت خوابیده‌اند، سیر و راضی و بی‌خبر. مثل این بود كه فقط من می‌دانستم، وقتی اهالی آن ساختمان حزبی را هل دادند توی آن مینی‌بوس، بچه بغل مادرش نبود. بغل هیچ‌کس نبود. بچه شده بود تخم‌مرغی نیمرو كه روی هیچ بشقابی نبود. شده بود آن تصویری كه آن روز در كتاب سالوادور دالی دیده بودم. روی صندلی گهوارهای سیمین، وسط آن سوییت ته باغی.

 

مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب

هنوز جرئت نكرده بودم از احمد یا رستم سراغ بچه ی بابك را بگیرم. در آن خانه ی مردانه نم یشد سراغ هیچ بچه ای را از هیچ مردی گرفت. مثل این بود كه هر دو مطمئن بودند بچ هها همه در گوشه ی اتاقی تخت خوابیده اند، سیر و راضی و بی خبر. مثل این بود كه فقط من م یدانستم، وقتی اهالی آن ساختمان حزبی را
هل دادند توی آن مینی بوس، بچه بغل مادرش نبود. بغل هیچك‌س نبود. بچه شده بود تخ ممرغی نیمرو كه روی هیچ بشقابی نبود. شده بود آن تصویری كه آن روز در كتاب سالوادور دالی دیده بودم. روی صندلی گهوار های سیمین، وسط آن سوییت ته باغی.

1 دیدگاه برای من و سیمین و مصطفی

  1. مسعود ج

    موندم چطور این کتاب مجوز گرفته, یکی دو صفحه آخر در همدردی با اعدامیها و مجاهدین و چپها نوشته شده, پوتینهای مصطفی که در بیابان پرت شده و بدن نیم تنه ای که از زیر خاک بیرون زده اشاره داره به عکس معروف جسد کشف شده از گورستان خاوران. یعنی ارشاد انقد روشنفکر شده که به همچین داستانهایی مجوز چاپ میده؟ عجیبه!

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

Twitter Instagram
خانه
فروشگاه
حساب کاربری من
1 محصول سبد خرید
منو